ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
214
الفهرست ( فارسى )
شما مرا مىشناسيد ، و اين كودك فرزند من از فلان دختر فلانى است ، كه بطلاق حرج و سنت « 1 » بر همه مذاهب ، مطلقه باشد ، اگر اين علامتى كه در رگهاى پشت من است از علامات جد او فلان مزين « 2 » نباشد و ديگر نخواست كنيه جد ابن ثوابه را صراحتا گفته باشد ، ابو العباس چنان شرمنده و خجل گرديد كه ندانست چه جوابى گويد « 3 » و ديگر درباره آن كشتزار سخنى نگفته ، و بىگفتگو آن را واگذار كرد . و مجلس آرميدگى و وقارى « 4 » به خود گرفت . ابو العباس از زمره كسانى بود كه مردم صحبتش را خوش نداشتند و مبغوض همه بود . وى را سخنان ناهنجار و زشتى است كه تدوين شده ، و از آن جمله است : براى من گلاب بياوريد تا دهانم را از گفتههاى حاجم « 5 » بشويم . و از جمله ، وقتى كه امير المؤمنين را ديد گفت : مردم درسگو شدند « 6 » و قلم گرفتند ، و پيش افتادند و وزير شدند . ابو العباس در سال دويست و هفتاد درگذشت . و كتاب رسائل مجموع . كتاب رسالته فى الكتابة و الخط . از اوست . ابو عبد الله محمد بن احمد ثوابه ، نامهنگار بليغى بود ، و كتابت مىكرد « 7 » . و داراى كتاب رسائل است كه جمع و تدوين شده . ابو الحسين بن ثوابه آخرين نفر از فضلا و علماء اين خاندان است كه ما ديدهايم . و داراى كتاب رسائل است . قدامة بن جعفر قدامة بن جعفر بن قدامه ، نصرانى بود ، و بر دست مكتفى باللّه اسلام آورد ، و يكى از
--> ( 1 ) طلاق حرج بمعنى طلاق تحريمآور است . و طلاق دو قسم است ، طلاق البدعة ، و طلاق السنه ، طلاق البدعة اقسام سهگانهء دارد كه نزد شيعيان باطل است . و طلاق السنه سه قسم است . به اين و رجعى و طلاق عده ، ( ر . ك . كتاب الطلاق شرائع ، چاپ محمد رحيم ) . ( 2 ) مزين - سرتراش . حجامتكننده ( فرهنگ نفيسى ) . ( 3 ) ف ( لم يجر جوابا ) جب ( لم يحر جوابا ) . ( 4 ) ف ( و تفرق اهل المجلس عن ذلك ) جب ( و توقر المجلس عن ذلك ) . ( 5 ) ف ( حاخم ) . ( 6 ) ف ( قل قد رايسوا ) جب ( الناس قد تدرأسوا ) . ( 7 ) ف ( و كان كتب للمعتضد ) جب ( و كان يكتب ) .